پنج سال پیش، در بهار ۲۰۲۱، اتحادیهٔ اروپا با انتشار پیشنویس قانون هوش مصنوعی خود یا همان AI ACT معروف را بهعنوان «تنها بازیگر بزرگ جهانی که هوش مصنوعی را قانونمند میکند» معرفی کرد. در آن زمان، ایالات متحده هنوز استراتژی ملی هوش مصنوعی مشخصی نداشت و چین بر «برنامهٔ نسل بعدی هوش مصنوعی ۲۰۳۰» خود تمرکز کرده بود که ترکیبی از کنترل شدید داخلی و تشویق بیحد قهرمانان ملی بود.
چهار سال بعد، در نوامبر ۲۰۲۵، همین اروپا و آمریکا تقریباً همزمان مهمترین عقبنشینیهای تاریخ سیاستگذاری فناوری خود را اعلام کردند. این دو رویداد، در کنار نتایج مالی بیسابقهٔ انویدیا، نه صرفاً تغییر سیاست، بلکه پایان یک پارادایم و آغاز پارادایم جدید را رقم زدند: آنها حالا به هر قیمتی که شده میخواهند پیروز شوند.
شرح عقبنشینی اروپا
بستهٔ «امنیباس دیجیتال» که در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، در واقع بزرگترین عقبنشینی رسمی اتحادیهٔ اروپا از آرمانهای پیشین خود در حوزهٔ مقررات دیجیتال است؛ عقبنشینیای که دیگر نمیتوان آن را «تنظیم جزئی» یا «بهینهسازی فنی» نامید، بلکه باید آن را یک چرخش راهبردی کامل دانست.
در قانون هوش مصنوعی، زمان اجرای الزامات مربوط به سیستمهای پرخطر از اوت ۲۰۲۶ به دسامبر ۲۰۲۷ و در برخی موارد حتی تا ژوئن ۲۰۲۸ به تعویق افتاد. استارتآپها و شرکتهای کوچک و متوسط حالا چهار سال کامل فرصت دارند تا در «سند باکس مقرراتی» بدون ترس از جریمه همه چیز را آزمایش کنند؛ عملاً چهار سال آزادی عمل کامل.
در دل GDPR بزرگترین ضربه به حریم خصوصی اروپاییها زده شد. از این پس شرکتها برای آموزش هوش مصنوعی دیگر لازم نیست از شما اجازه بگیرند؛ فقط کافی است در یک کاغذ بنویسند «این کار به نفع ماست یا به نفع جامعه است» و تمام. همزمان، اطلاعاتی که الگوریتم از رفتار آنلاین شما حدس میزند (مثلاً اینکه افسردهاید، همجنسگرا هستید، چه حزبی را دوست دارید یا حتی بیماری خاصی دارید) دیگر جزو «دادههای حساس» حساب نمیشود و همان حفاظت معمولی را دارد، نه حفاظت ویژهٔ قبلی.
برای اینکه دیگر کسی با هزاران بنر کوکی اعصابش خرد نشود، یک دکمهٔ واحد برای کل اتحادیه درست میکنند: یک بار کلیک کنید، برای همیشه همهٔ وبسایتهای اروپا اجازه دارند هر کاری با دادههایتان بکنند. به عبارت ساده، اروپا رسماً گفت: «دیگه نمیتوانیم همزمان هم حریم خصوصی را نگه داریم و هم در مسابقهٔ هوش مصنوعی بمانیم؛ پس حریم خصوصی را فدا میکنیم.»
در قانون داده و دستورالعمل حریم خصوصی الکترونیکی هم دیگر نیازی به گرفتن رضایت جداگانه برای دادههای تولیدشده توسط دستگاههای متصل نیست؛ دادههای ماشین هوشمند، ساعت ورزشی یا یخچال هوشمند شما حالا بهراحتی در دسترس پروژههای هوش مصنوعی قرار میگیرد.
این تغییرات نتیجهٔ فشار بیسابقهٔ فرانسه، آلمان و ایتالیا و گزارش فوقسری کارگروه رقابتپذیری در اکتبر ۲۰۲۵ بود. جملهٔ کلیدی آن گزارش هنوز در راهروهای بروکسل تکرار میشود: «اگر رژیم حقوقی فعلی تا پایان ۲۰۲۶ حفظ شود، اروپا تا سال ۲۰۳۰ کمتر از دو درصد مدلهای هوش مصنوعی مرزی جهان را خواهد داشت و به واردکنندهٔ خالص فناوری تبدیل خواهد شد.»
به بیان روشن، اروپا در نوامبر ۲۰۲۵ رسماً پذیرفت که دیگر نمیتواند همزمان پرچمدار حقوق دیجیتال باشد و در مسابقهٔ جهانی هوش مصنوعی بماند. یکی را باید انتخاب میکرد؛ رقابتپذیری را انتخاب کرد.
رادیکالیسم جدید آمریکایی
ایالات متحده که تا پیش از این فاقد قانون فدرال جامع هوش مصنوعی بود، با بند ۶۳۴ لایحهٔ NDAA ۲۰۲۶ یک قدم فراتر گذاشت و «حق قانونگذاری» را نیز از ایالتها سلب کرد. پیامدهای عملی این بند:
- ابطال خودکار هر قانونی که پس از ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶ در سطح ایالتی تصویب شود و «تأثیر قابلتوجه بر توسعه، استقرار یا استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی» داشته باشد.
- الزام وزارت دادگستری به اقدام قضایی پیشگیرانه (preemptive lawsuit) علیه ایالتهای خاطی ظرف ۶۰ روز.
- ایجاد یک «شورای هماهنگی ملی هوش مصنوعی» زیر نظر دفتر رئیسجمهور با قدرت وتوی هرگونه اقدام ایالتی یا محلی.
این اقدام عملاً ایالات متحده را به بزرگترین منطقهٔ آزاد مقرراتی هوش مصنوعی در جهان تبدیل میکند؛ منطقهای با ۳۳۵ میلیون جمعیت، دسترسی نامحدود به سرمایهٔ خطرپذیر، و برتری مطلق در زنجیرهٔ تأمین نیمههادیها.
انویدیا بهعنوان شاخص واقعی قدرت
گزارش مالی انویدیا در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵ بهترین گواه عینی این چرخش بود:
| شاخص | مقدار واقعی (Q3 2025) | پیشبینی والاستریت | مقدار واقعی سال قبل |
|---|---|---|---|
| درآمد کل | ۵۷٫۱ میلیارد دلار | ۵۴٫۹ میلیارد | ۳۵٫۱ میلیارد |
| درآمد دیتاسنتر | ۵۱٫۲ میلیارد دلار | ۴۹٫۰ میلیارد | ۲۴٫۷ میلیارد |
| حاشیهٔ سود ناخالص | ۷۴٫۶٪ | ۷۱٫۵٪ | ۷۳٫۲٪ |
| پیشبینی درآمد Q4 | ۶۵ میلیارد دلار | ۶۱ میلیارد | – |
نکتهٔ کلیدی: ۴۶ درصد درآمد دیتاسنتر از مشتریان غیرآمریکایی (عمدتاً امارات، عربستان، سنگاپور، قطر و حتی شرکتهای چینی از طریق واسطه) بود. این نشان میدهد حتی اگر غرب بخواهد در آینده دوباره مقررات را سفت کند، پول از جای دیگری تأمین خواهد شد.
پیامدهای ژئوپلیتیکی و نظم نوین جهانی
با این تحولات، جهان هوش مصنوعی به سه بلوک مشخص تقسیم شده است:
| بلوک | مدل حکمرانی | مزیت رقابتی اصلی | نقطهٔ ضعف اصلی | پیشبینی جایگاه ۲۰۳۰ |
|---|---|---|---|---|
| ایالات متحده | حداقلمقررات + ممنوعیت قانونگذاری ایالتی | سرمایه، استعداد، زنجیرهٔ تأمین | فقدان مکانیزمهای ایمنی داخلی | پیشتاز مدلهای مرزی و کاربردهای تجاری |
| چین | کنترل شدید داخلی + حمایت نامحدود از قهرمانان ملی | دادهٔ عظیم، بازار داخلی، ارادهٔ سیاسی | تحریم نیمههادی، کمبود نوآوری بنیادی | پیشتاز کاربردهای داخلی و دولتی |
| اتحادیه اروپا | عقبنشینی تاکتیکی، حفظ برخی خطوط قرمز اخلاقی | استانداردسازی، اعتماد عمومی | کمبود سرمایه و استعداد، مهاجرت مغزها | بازیگر تخصصی یا دنبالهرو |
| بلوک چهارم (خلیج فارس + سنگاپور) | بدون مقررات + سرمایهٔ حاکمیتی نفتی | پول نامحدود، موقعیت ژئوپلیتیکی | فقدان استعداد بومی | مرکز جدید دیتاسنترها و آموزش مدلها |
پایان لیبرالیسم فناورانه
این چرخش را میتوان با سه چارچوب نظری توضیح داد:
الف) نظریهٔ «هزینهٔ فرصت مقررات» (Regulatory Opportunity Cost): وقتی سرعت نوآوری به عامل تعیینکنندهٔ قدرت ملی تبدیل میشود، هزینهٔ هر روز تأخیر چند صد میلیارد دلار میشود.
ب) نظریهٔ «مسابقهٔ به سوی پایین» (Race to the Bottom) در استانداردهای جهانی.
ج) بازگشت به «واقعگرایی فناورانه» (Techno-Realism): پذیرش این واقعیت که در رقابتهای وجودی، ارزشهای لیبرال در درجهٔ دوم قرار میگیرند.
پرسشهای بازمانده
نوامبر ۲۰۲۵ پایان یک توهم بود: توهم اینکه میتوان همزمان ابرقدرت هوش مصنوعی شد و در عین حال پیشتاز اخلاق دیجیتال باقی ماند. غرب، پس از پنج سال مقاومت، سرانجام پذیرفت که این دو هدف با هم ناسازگارند.
از این پس، پرسشهای اصلی سیاستگذاری جهانی دیگر اینها نیستند:
- چگونه هوش مصنوعی را ایمن کنیم؟
- چگونه حریم خصوصی را حفظ کنیم؟ بلکه اینها هستند:
- چگونه از مسابقه کنار نمانیم؟
- چگونه استعداد و سرمایه را نگه داریم؟
- چگونه در برابر چین و بلوک جدید خلیج فارس عقب نمانیم؟
پاسخ غرب به این پرسشها در نوامبر ۲۰۲۵ داده شد: با کنار گذاشتن تقریباً همهٔ محدودیتها، حتی محدودیتهایی که خودمان پنج سال پیش مقدس میپنداشتیم.
تاریخ خواهد گفت آیا این قمار بزرگ ارزشش را داشت یا نه. اما یک چیز مسلم است: از امروز، هوش مصنوعی دیگر یک حوزهٔ سیاستگذاری نیست؛ یک میدان جنگ تمامعیار است.