در میانه رقابتهای فزاینده بر سر آینده هوش مصنوعی، چین بار دیگر تلاش کرد ابتکار عمل را در سطح بینالمللی به دست بگیرد. لی چیانگ، نخستوزیر این کشور، در جریان کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۵ در شانگهای، از طرحی برای تأسیس یک سازمان بینالمللی همکاری در حوزه هوش مصنوعی رونمایی کرد.
هدف این نهاد، ایجاد چارچوبی چندجانبه برای تدوین استانداردها، مدیریت ریسکها و تسهیل همکاریهای جهانی در زمینه توسعه و بهکارگیری هوش مصنوعی عنوان شده است.
پیشنهاد چین شامل ۱۳ محور اصلی است که از جمله آنها میتوان به استقرار مقر این نهاد در شانگهای، مشارکت فعال بازیگران دولتی و غیردولتی، توسعه دستورالعملهای اخلاقی، و همچنین نظارت بر پیشرفتهای فناورانه در حوزه هوش مصنوعی اشاره کرد. این اقدام نهفقط یک حرکت فنی یا دیپلماتیک، بلکه نشانهای روشن از جاهطلبی راهبردی چین برای اثرگذاری مستقیم بر قواعد حکمرانی جهانی فناوری است.
در همین حال، ایالات متحده نیز بهطور موازی از «برنامه اقدام هوش مصنوعی» خود رونمایی کرده است؛ طرحی که برخلاف مدل چینی، تمرکز خود را بر تسهیل فعالیت بخش خصوصی، کاهش مداخلات نظارتی، و افزایش قدرت رقابتی شرکتهای آمریکایی در بازار جهانی قرار داده است. این دو حرکت همزمان، تصویری دوگانه از دو رویکرد متمایز به حکمرانی هوش مصنوعی ترسیم میکنند: چین با محوریت دولت و همکاری بینالمللی؛ آمریکا با محوریت بازار و نوآوری آزاد.
تحلیلگران معتقدند این تقابل، بازتابی از شکاف عمیقتری در نظم جهانی فناوری است. از یکسو، چین بهدنبال ساخت یک معماری نهادی است که بتواند نفوذ سیاسی و فناورانه خود را در سطح بینالمللی گسترش دهد. از سوی دیگر، ایالات متحده سعی دارد اکوسیستم مبتنی بر نوآوری آزاد و رقابت را تقویت کند؛ مدلی که تاکنون بر سیطره شرکتهایی چون OpenAI، Google و Nvidia استوار بوده است.
نکته کلیدی در پیشنهاد چین، تأکید آن بر «مشارکت دولتها، دانشگاهها و شرکتها» در یک ساختار هماهنگ جهانی است. این دقیقاً نقطهای است که تفاوت نگاه شرق و غرب را برجسته میکند. در حالی که غرب در بسیاری از موارد بهدنبال کاهش نقش دولت و تمرکز بر خودتنظیمی صنعت است، چین معتقد است بدون مداخله فعال دولت و همراستایی بینالمللی، نمیتوان از پیامدهای مخاطرهآمیز فناوریهای نوین پیشگیری کرد.
چین در سالهای اخیر با سرعتی چشمگیر در مسیر بومیسازی فناوریهای کلیدی هوش مصنوعی حرکت کرده است. از توسعه مدلهای زبان بومی مانند DeepSeek گرفته تا سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای محاسباتی، مناطق آزمایشی شهر هوشمند و آزمایشگاههای هوش عمومی، همگی نشاندهنده چشمانداز راهبردی پکن برای تبدیل شدن به یک قطب فناوری مستقل و تأثیرگذار در دهه آینده است. پیشنهاد تأسیس نهاد جهانی هوش مصنوعی نیز باید در همین چارچوب فهمیده شود.
اگر این سازمان شکل بگیرد، میتواند به بستری مهم برای کشورهایی تبدیل شود که مایلاند مسیر مستقلی از الگوهای آمریکایی طی کنند. بهویژه کشورهای در حال توسعه که همواره نگران سیطره غولهای فناوری غربی بودهاند. از این منظر، چین نه تنها یک پیشنهاد نهادی ارائه کرده، بلکه در حال بازتعریف نقش خود بهعنوان یک قدرت نرم فناورانه است.
به نظر میرسد حالا فناوری هوش مصنوعی، وارد سطحی جدید از همکاریها و البته رقابت میشود. رقابتی که در یک سو ایالات متحده و در سویی دیگر چین قرار دارد.